حس کردن 


(انوری)

  • احساس کردن 

حس کردم که مقصود از آن همه اصرار این نبود که من وارد کار بشوم. (مصدق 141)

هوا گرم بود و گرمای عصر بصره را حس می‌کردم. (آل احمد 195)

(دهخدا)

  • احساس کردن، کنایه از فهمیدن

از لحنش حس کردم که دلگیر شده است.

فایل های مرتبط


هیچ فایلی افزوده نشده است

نظرات مطلب (0)


برای ارسال نظر و فایل باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است

جستجو